تبليغاتX
پسرک تنها
درد و دل های یه پسر تنها

امسالم گذشت ! چقدر مسخره بود ! اینهمه انتظار آخرشم . . .

فکر می کردم بعد از ۵ ماه و نیم که رفته روز تولدم یه خبری ازم می گیره ! ولی . . .

عیب نداره ! به قول مامانم حتما با اونی که هست خیلی بهش داره خوش میگزره که دیگه . . .

بی خیال ! تولدمم ۱۵ مرداد بود  شدم ۱۹ ساله !

انتظار قشنگه ولی سخته ! خیلی هم سخته

براي پر پر شدن اقاقي

براي بوسه هاي اتفاقي

تو اين روزا كه مثل شب سياهه

منتظر نور كدوم چراغي

براي لحظه هاي بي قراري

ساعتهاي كشنده خماري

نشه ميكردي دلمو ي روزي

الان خزونيه كدوم بهاري

رو صندليه انتظار ميشينم

گل هاي باغ حسرتو ميچينم

يا مثل سابق ميشي بر ميگردي

با نميخوام ديگه تورو ببينم

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 3:53  توسط پسرک تنها |